آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤

اخبار


درگذشتگان
آيت اللّه هاجرى
حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ محمد هاجرى احسايى, يكى از فقهاى منطقه قطيف و احساء (عربستان) به شمار بود.
فقيد سعيد در سوم شوال المكرم ١٣٤٤ق در هفوف ـ از شهرهاى منطقه احساء ـ زاده شد. مقدمات علوم را نزد شيخ احمد آلبوعلى احسايى و شيخ على اسكويى فراگرفت و در ١٣٦٥ق به كربلا مهاجرت كرد و به تحصيل سطوح نزد آيات شيخ على آل عيثان, شيخ محمدعلى تبريزى و شيخ محمد خطيب پرداخت و پس از آن, دروس فقه و اصول را در محضر آيات عظام سيد محمدهادى ميلانى و سيد مهدى شيرازى و شيخ يوسف خراسانى و فن حكمت و فلسفه را نزد شيخ على اسكويى آموخت و همزمان به تدريس سطوح عاليه پرداخت و بسيارى از فضلاى حوزه علميه كربلا ـ مانند حضرات آيات سيد صادق شيرازى, سيد حسن شيرازى, سيد محمدتقى مدرسى, سيد هادى مدرسى و سيد مصطفى اعتماد ـ را پرورش داد. در سال ١٣٨٩ق به زادگاهش بازگشت و به تأليف, تدريس, اقامه جماعت و وعظ و ارشاد پرداخت و در سال ١٤١٥ق قضاوتِ شرعى محاكم جعفرى را ـ پس از وفات شيخ محمدباقر آل ابى خمسين ـ بر عهده گرفت. برخى از آثار او عبارت است از:
١. كتاب البيع;
٢. رسالة فى حقوق الوالدين;
٣. رسالة فى عدم التقدم على قبر المعصوم فى الصلاة;
٤. تعليقه عروة الوثقى;
٥. تقريرات دروس اساتيدش.
او در هشتاد سالگى در اواخر ماه رجب ١٤٢٥ق در زادگاهش درگذشت.
(كاظم الفتلاوى, المنتخب من اعلام الفكر والادب, ص٥١٧). ناصرالدين انصارى
* * *
حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج ميرزا محمد وحيد گلپايگانى
مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج ميرزا محمد وحيد گلپايگانى يكى از مفاخر علماى گلپايگان و يادگار يكى از بيوت بزرگ با سابقه علم و فقاهت بود كه نام رجال آنها در يادنامه هاى شخصيت هاى علم و عمل جاودان مى باشد (براى آگاهى بيشتر رجوع شود به رضا استادى, دانشمندان گلپايگان, ج١).
ايشان در سال ١٣٠٥ش در بيت علم و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم آيت الله حاج ميرزا هدايت الله وحيد گلپايگانى (م١٣٥٢ش) يكى از علماى بزرگ و به نام منطقه و از شاگردان مبرز مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى مؤسس حوزه علميه قم بود كه در سال ١٣٤٠ ق بعد از فوت پدرش آخوند ملا محمدجواد به درخواست اهالى گوگد گلپايگان و به امر آيت الله حايرى به آن جا عزيمت نمود و ضمن ترويج دين به تأسيس مدرسه علميه پرداخت.
فقيد سعيد در سن دوازده سالگى به تحصيل علوم دينى روى آورد. نخست ادبيات و مقدمات و قسمتى از فقه و اصول را نزد پدرش در همان مدرسه علميه گوگد فراگرفت. بعد در سال ١٣٢٠ش به قم مشرف شد و كتاب شرح لمعه را نزد مرحوم آيت الله نجفى مرعشى و رسائل و مكاسب را نزد مرحوم آيت الله حاج آقا مرتضى حائرى فراگرفت, سپس در محضر درس آيات عظام حاج سيد صدرالدين صدر, حجت تبريزى, حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى شركت كرد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. ايشان به سبب علاقه وافرى كه به حضرت آيت الله العظمى بروجردى داشت قصيده اى را در وصف معظم له سرود و آن را قبل از ورود ايشان به شهر قم در نقطه اى به نام منظريه ـ كه جمعى از مردم و طلاب و علما به استقبال ايشان رفته بودند ـ قرائت كرد. اين قصيده بيش از سى بيت دارد. در اين جا به چند بيت آن اشاره مى شود:
چهره برافروز تو اى نور پاك
مهر درخشان و مه تابناك
اى مه گردون فضيلت بتاب
اى گهر كان حقيقت, شتاب
ياور دين يك قدمى پيش نه
تاج شريعت به سر خويش نه
اى قدم پاك تو فرخنده باد
سايه اسلام و تو پاينده باد
مقدم تو رحمت يزدانى است
تابشى از پرتو رحمانى است

وى در سال ١٣٢٦ش عازم تهران شد و اوقات خود را در آن جا به مطالعه و تحقيق خصوصاً در زمينه تاريخ و ادبيات سپرى نمود, برخى از تأليفات ايشان عبارتند از:
١. ترجمه كتاب الفخرى تأليف ابن طقطقى به نام تاريخ فخرى كه بنگاه ترجمه و نشر آن را چاپ و منتشر كرده است.
٢. ترجمه كتاب شيخ المضيرة ابوهريره تأليف شيخ محمود ابوريه از شيوخ الازهر مصر كه به نام بازرگان حديث چاپ و منتشر شده است.
٣. كتاب معاوية سردسته تبهكاران كه مطالب آن به تمامه از كتب و طرق اهل سنت نقل شده است.
٤. كتاب فرمان مبارك اميرالمؤمنين على(ع) به مالك اشتر نخعى.
٥. ترجمه كتاب ادب الكبير و ادب الصغير عبدالله بن مقفع صاحب كتاب كليله و دمنه كه چاپ شده است.
٦. كتاب گوشه اى از تاريخ و آشفتگى هاى آن و همچنين تعدادى درخور توجه از مقالات و جزوه ها در موضوعات مختلف كه به اتمام رسيده, ولى تاكنون چاپ نشده است.
سرانجام ايشان در ٧٨ سالگى بر اثر بيمارى در ٢٤ بهمن ماه ١٣٨٣ مطابق با دوم محرم الحرام ١٤٢٦ زندگى را بدرود گفت و طى مراسمى پيكر پاكش به گلپايگان منتقل و در آن جا دفن گرديد. سعيد نخعى گلپايگانى
* * *
دكتر عبدالحسين نوايى
دكتر عبدالحسين نوايى در شامگاه اول دى ماه سال ١٣٠٢ش در يكى از محلات تهران تولد يافت. دوران تحصيلات ابتدايى را در دو مدرسه تمدن و ابن سينا و تمام دوران متوسطه را در دبيرستان شرف گذرانيد.
وى در سال ١٣٢١ش وارد دانشسراى عالى گرديد و در سال ١٣٢٣ش به اخذ درجه ليسانس نائل آمد. البته در سال ١٣٢٢ براى تحصيل در رشته حقوق امتحان داد و با وجود آن كه رتبه دوم را به دست آورد به وى گفتند شما بايد در يك دانشكده درس بخوانيد و چون يك سال از تحصيل او در دانشسراى عالى مى گذشت همان رشته معلمى را ادامه داد و سرانجام به سال ١٣٢٤ دبير دبيرستانى شد.
پايان نامه ايشان در مقطع كارشناسى قواعد گرامرى با نگرش تاريخى بود و در آن هنگام, عباس اقبال آشتيانى كه معلم آيين نگارش بود آن را پذيرفت و از دكتر نوايى خواست كه با مجله يادگار همكارى كند و بدين گونه فعاليت نوايى در عرصه نگارش از روزنامه نگارى آغاز گرديد. همزمان با مجله اطلاعات هفتگى از طريق تدوين مقالات تاريخى همكارى مى نمود, مطالب متنوعى هم البته با گرايش به مباحث تاريخى براى نشريه اطلاعات ماهيانه مى نوشت. در واقع نوايى نخستين كسى بود كه مقالاتى در سال ١٣٢٧ درباره مشروطه نوشت و در اين ماهنامه چاپ شد. وى بعدها بخش هايى از مطالب مندرج در اين دو نشريه را به صورت كتابى درآورد. مجله يادگار پس از پنج سال فعاليت تعطيل شد و بدين گونه شكل تلاش هاى فرهنگى نوايى دچار تحول گرديد و تصميم گرفت به تأليف و تحقيق بپردازد. همزمان براى ادامه تحصيل به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربُن مشغول به تحصيل در رشته ادبيات گرديد و در سال ١٣٣٣ موفق به دريافت درجه دكترا شد.
در حدود سال ١٣٤٠ بود كه در وزارت آموزش و پرورش براى جلوگيرى از فراوانى كتاب هاى درسى, كميسيون هايى به وجود آمد و نوايى به عنوان استاد تاريخ براى همكارى در تأليف كتاب هاى درسى به اين مركز فراخوانده شد. اعضاى اين كميسيون تصميم گرفتند تا براى مدارس متوسطه كتاب هاى يكنواخت نوشته شود. سپس سازمان كتاب هاى درسى به وجود آمد تا براى دانش آموزان در رشته هاى مختلف به صورت منقح و سنجيده كتاب نوشته شود, كه دكتر نوايى با اين تشكيلات هم همكارى داشت.
در سال هاى دهه ١٣٥٠, وى به دعوت دكتر پرويز ناتل خانلرى در پژوهشگاه عالى فرهنگ, ادبيات و تاريخ را تدريس مى كرد, مدت سه ماه هم رياست دانشگاه تبريز را به عهده داشت. در اين مدت كوتاه افراد خبره اى را جذب اين مركز علمى نمود, ولى خودش در آن جا تدريس نداشت و مسائلى موجب گرديد تا از چنين سمتى خود را برهاند.
تدريس دكتر نوايى در دانشگاه از مقطع كارشناسى ارشد شروع شد و سپس در مقطع دكترا هم در رشته تاريخ به تربيت دانشجويان مبادرت داشت. دكتر على اكبر فياض هم ـ كه رياست دانشگاه مشهد را عهده دار بود ـ به مناسبت سوابق نوايى در مجله يادگار وى را به دانشگاه مذكور دعوت كرد. مدتى هم ايشان با دكتر كريم مجتهدى در اداره دبيرستان البرز همكارى داشت.
نوايى اولين كتاب خود را در تيرماه ١٣٢٤ش و در ٢٢سالگى به نام رجال كتاب حبيب السير انتشار داد كه دكتر عباس اقبال آشتيانى هم بر آن مقدمه اى نوشته است. در واقع او با نگارش اين اثر وارد عرصه تحقيق و تتبع گرديد و شصت سال از عمر هشتاد ساله خود را صرف بررسى و تفحص در متون كهن تاريخى و اسناد ارزشمند نمود. دست مايه تاريخ علمى ايران را از ميان آثار نوايى با تكيه بر جستجو در متون فارسى و در كنج كتابخانه ها به صورت اسناد طبقه بندى شده در هر دوره تاريخى مى توان مؤيد نگرش وسيع ايشان تلقى كرد. وى علاقه وافرى به اسناد تاريخى داشت و بر اين باور بود كه مورّخ زمانى مى تواند به قضاوت صحيح در مرحله تحقيق برسد كه اسناد دست اول را در اختيار داشته باشد. در واقع او اولين محقق تاريخى است كه به اسناد توجه نمود و آنها را پس از ارزيابى و طبقه بندى چاپ نمود. در سال ١٣٤٠ يا ١٣٤١ اولين بار اسناد مكاتبات سياسى ايران از تيمور تا شاه اسماعيل را چاپ كرد. بعد از آن ,پژوهش درباره صفويه را ادامه داد و تاريخ ايران را از شاه اسماعيل تا روى كار آمدن نادرشاه براساس اسناد به طبع سپرد.
آثار ديگر ايشان عبارتند از: كريم خان زند; تصحيح تاريخ گزيده; چاپ و تصحيح كتاب مرآت البلدان اثر اعتمادالسلطنه; دوره سه جلدى كتاب تاريخ ايران و جهان; چاپ كتاب تكملة الاخبار عبدى بيك شيرازى با مقدمه, تصحيح و تعليقات; طبع كتاب مطلع سعدين و مجمع بحرين از كمال الدين عبدالرزاق سمرقندى; نايبيان كاشان; فتنه پاپ; فتح تهران و دولت هاى ايران از مشروطه تا اولتيماتوم; فهرست اعلام و اسامى تاريخى; طبع و نشر كتاب حديقه الشعراء سيد احمد ديوان پيكى شيرازى با تصحيح و تكميل و تحشيه (دوره سه جلدى). آخرين اثر ايشان كتاب دانشجويان ايرانى در اروپا (طى سال هاى ١٣٠٧ تا ١٣١٢ش) است كه وى با همكارى يكى از دانشجويان خويش به نام الهام ملك زاده تدوين نمود و به همت سازمان اسناد و كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران منتشر شد, همچنين چندين اثر نوايى آماده طبع و انتشار مى باشد.
نوايى كه آخرين شاگرد عباس اقبال آشتيانى و آخرين بازمانده سبك و سياق تحقيق مرحوم علامه قزوينى بود در سال ١٣٥٦ش به درخواست خودش از خدمت در آموزش و پرورش بازنشسته گرديد, ولى از آن پس فعاليت خود را با وسعت افزون ترى در دانشگاه هاى تهران, بهشتى, تربيت مدرس, الزهراء, آزاد اسلامى تهران و ابهر با تدريس و هدايت علمى دانشجويان ادامه داد. همچنين از سال ١٣٧٣ نيز با عنوان محقق و مسئول واحد پژوهش با انجمن آثار و مفاخر فرهنگى ايران همكارى داشته است.
آثار ايشان بارها مورد توجه مسئولان فرهنگى كشور قرار گرفته و طى مراسمى از سوى آنان جوايزى به دكتر نوايى اهدا شده است. قرار بود در چهارمين همايش چهره هاى ماندگار از وى تجليل شود كه با درگذشت نوايى اين تجليل در هنگام فقدان وى صورت گرفت.
وى كه از مدتى قبل به سرطان خون مبتلا بود در ساعت پنج صبح هفدهم مهرماه سال جارى دار فانى را وداع گفت. غلامرضا گلى زواره
* * *
برگزارى كنگره نكوداشت علامه آشتيانى(ره)
مراسم نكوداشت علامه ميرزا حسن آشتيانى با عنوان (نخستين كنگره علامه ميرزا حسن آشتيانى و نقش وى در جنبش تنباكو) در دانشگاه آزاد اسلامى واحد آشتيان يكشنبه ٢٥ ارديبهشت ماه ١٣٨٤/ ششم ربيع الثانى ١٤٢٦ق برگزار شد.
علامه ميرزا حسن آشتيانى كه تولدش را در سال ١٢٤٨ق نوشته اند پس از تحصيل مقدمات در آشتيان به بروجرد رفت و بعد از چندين سال اقامت در بروجرد به نجف رفت و در محضر علماى آن جا به تحصيل پرداخت. اساتيد او در نجف عبارت بودند از: علامه شيخ محسن بن خنفر (م١٢٧٠ق); علامه شيخ محمدحسن صاحب جواهر (م١٢٦٦ق); شيخ مرتضى انصارى (م١٢٨١).
در سال ١٢٨٢ق ميرزاى آشتيانى به ايران بازگشت و در تهران مقيم شد و به تدريس پرداخت. حضور او در تهران باعث گرد آمدن جويندگان علم و دانش در اين حوزه شد. آقا بزرگ تهرانى در اين باره گويد: (او اولين ناشر تحقيقات و نظرات شيخ اعظم انصارى در ايران است و به همين جهت افراد از همه جا به سوى او آمدند و طالبين علم گردش جمع شدند).
از درخشان ترين برگ هاى زندگى ميرزا حسن آشتيانى رهبرى و هدايت نهضتى بود كه لغو امتياز خريد و فروش توتون و تنباكو را در پى داشت. در پى حكم ميرزاى شيرازى مبنى بر حرمت توتون و تنباكو ناصرالدين شاه به ميرزا حسن آشتيانى پيغام داد: يا حكم تحريم تنباكو را لغو كن يا تهران را ترك گوى. ميرزا جواب داد: (نقض حكم ميرزا به هيچ وجه برايم ممكن نيست) و خروج از پايتخت را انتخاب كرد. در پى اين تصميم مردم تهران از وى حمايتى بى نظير انجام دادند كه ناصرالدين شاه مجبور شد تقاضا كند علامه از ترك تهران صرف نظر كند.
زمانى كه ميرزا آشتيانى بعد از سفر حج و ديدار با علماى عتبات عاليات كه با استقبال با شكوه علما در سامرا همراه بود به تهران بازگشت, على رغم دستور ناصرالدين شاه بر منع استقبال از وى, مردم تهران از او استقبال شايانى كردند.
ميرزاى آشتيانى جمعه ٢٨ جمادى الاولى ١٣١٩ق دار فانى را وداع گفت.
از شاگردان او مى توان به اعلام زير اشاره كرد:
آيت الله حاج آقا حسين طباطبايى قمى (م١٣٦٦ق); آيت الله ميرزا محمد على شاه آبادى (م١٣٦٩ق); آيت الله شيخ على اكبر نهاوندى (م١٣٦٨ق); آيت الله شيخ محمد على حائرى قمى (م١٣٥٨ق)….
آثار قلمى ايشان به حدود چهل عنوان مى رسد كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:
١. كتاب القضاء; اين كتاب سه بار چاپ شده است كه آخرين آن در همين كنگره به تصحيح محقق ارجمند على اكبر زمانى نژاد به انجام رسيده است.
٢. بحرالفوائد فى شرح الفرائد; حاشيه و شرح مفصلى است بر رسائل شيخ انصارى.
٣. الرهن.
٤. احياء الموات.
٥. مباحث الألفاظ.
٦. سؤال و جواب.
٧. التعادل والتراجيح.
٨. رسالة فى اجتماع الأمر والنهى.
٩. في قاعدة الحرج.
١٠. في الصحيح والأعم.
١١. الوقف.
١٢. في مقدمة الواجب.
١٣. الإجارة.
١٤. الخمس.
١٥. مبحث الخلل من الصلاة.
١٦. القضاء والشهادات.
١٧. الغصب.
١٨. رسالة تقليدية….
در اين كنگره كه نيم روز به طول انجاميد حجةالاسلام والمسلمين دانش آشتيانى به ارائه گزارش پرداخت.
سپس آيت الله نورى همدانى و دكتر حداد عادل ـ رئيس مجلس شوراى اسلامى ـ سخنرانى كردند و آقايان انصارى قمى و صفت گل به ارائه مقاله پرداختند. گزارش اجرايى كنگره توسط حجةالاسلام والمسلمين دكتر محمدرضا آشتيانى ـ نماينده مردم قم در مجلس شوراى اسلامى ـ از ديگر برنامه هاى اين كنگره بود.
در حاشيه اين كنگره دو كتاب و يك ويژه نامه به مناسبت اين كنگره به عموم شركت كنندگان اهدا شد:
ـ شميم روحانى در احوال و آثار و خاندان ميرزا حسن آشتيانى, نوشته مهدى سليمانى آشتيانى.
ـ مجموعه مقالات نخستين كنگره علامه ميرزا حسن آشتيانى و نقش وى در جنبش تنباكو.
اين كتاب به همت ستاد برگزارى نخستين كنگره علامه ميرزا حسن آشتيانى تهيه و تدوين و منتشر شده است. برخى از عناوين مقالات آن عبارتند از:
علامه آشتيانى و رسالت خواص در مسائل اجتماعى; جنبش تنباكو و نقش روحانيت با تأكيد بر نقش حاج ميرزا محمدحسن آشتيانى; كتاب شناسى و نسخه شناسى آثار ميرزاى آشتياني…; از قلّه فقاهت در عرصه سياست…; نقش يا پيشتازى ميرزا حسن آشتيانى در نهضت تنباكو; اقدامات سياسى ـ اجتماعى حاج ميرزا حسن آشتيانى; فعاليت هاى سياسى و بيگانه ستيزى علامه محمدحسن آشتياني…; تاريخ سازان آشتيانى در گذر تاريخ; علامه ميرزا حسن آشتيانى و نقش وى در جنبش تنباكو; نگاهى به مكانت علمى و فرهنگى ـ اجتماعى ميرزا حسن آشتيانى; زندگانى و شخصيت علمى و سياسى مرحوم آيت الله حاج ميرزا محمدحسن آشتيانى; عباس اقبال دانشمندى فرزانه از آشتيان; معرفى اساتيد علمى و هنرى آشتيان.
ـ مجله پگاه حوزه به مناسبت اين كنگره ويژه نامه اى را چاپ كرده است. كتاب هاى كتاب القضاء و الرسائل التسع از آثار علامه آشتيانى كه چاپ شده بودند به روحانيان اهدا شد. ع. قشلاقى
* * *
 گزارش همايش گفتگوى علم و دين
نخستين همايش كشورى (گفتگوى علم و دين; مفهوم حيات, انسان و مباحث كاربردى) از سوى مركز ملى تحقيقات علوم پزشكى كشور در تاريخ ١٢ـ ١٥ ارديبهشت ماه سال ١٣٨٤ در تالار علامه امينى دانشگاه تهران برگزار شد. در اين همايش چهار روزه بيش از چهل تن از حوزه و دانشگاه و از كشورهاى خارجى مقالات خود را در زمينه تعامل علم و دين در عصر جديد و چالش هاى علمى آن عرضه داشتند.
برخى از مقالات ارائه شده در اين همايش عبارت بودند از: نظريه ميدان حيات, دكتر بهزاد زمانى مقدم;علم و دين و تعارض ها و راه حل ها, دكتر اميرعباس عليزمانى; مقدمه اى بر مباحث فعل خدا در طبيعت, دكتر جلال اسدى پور; به سوى الهيات سازنده اى از تكامل, ويليام گريسى (از آمريكا); جدال ميان خلقت گرايان و تكامل گرايان در باب امر واقع بودن تكامل, هادى صمدى; نظريه تكامل و دين از ديدگاه مك مولين, دكتر حسن مياندارى; نظريه تكامل و خداباورى, دكتر محمدعلى رضايى اصفهانى; فعل خدا در طبيعت, دكتر محمدرضا بهشتى; چالش علم و دين در مسأله شبيه سازى انسانى, سيد حسن اسلامى; انسان كامل در عرفان اسلامى, محمد نصيرى; نظريه هاى مكانيسم روانى, دكتر شيوا خليلى; نوروتئولوژى (عصب ـ الهيات), دكتر تئودور فرند (از آمريكا); هويت محيط زيست از نظر اسلامى, دكتر حميد شهريارى; انسان از ديدگاه سنت و مدرنيسم, دكتر طيبه ماهروزاده.
اين همايش به صورت پانل هاى تخصصى برگزار شد و هر پانلى داراى بحث و گفتگو با حضور صاحب نظران بود. اين همايش كه نخستين همايش در نوع خود بود مقرر شد كه مقدمه اى باشد براى برگزارى همايش بين المللى با همين موضوع كه در سال آينده برگزار خواهد شد. نقطه قوت اصلى اين همايش آن بود كه فرصتى فراهم ساخت تا مسائل جديد و جدى و چالش هايى كه را فراروى دين است به دقت تشريع شوند, اما دشوارى اصلى آن طولانى بودن آن بود.
عصر روز پنج شنبه مراسم اختتاميه برگزار شد و از پيشكسوتان اين مباحث, كسانى كه در اين زمينه كتاب نوشته اند و كسانى كه مقالاتشان در آن همايش برگزيده شده بود تقدير شد. در نتيجه از مرحوم دكتر سيد رضا پاكنژاد, تقدير و لوحى به اين مناسبت به فرزندانش اعطا گشت. همچنين از استاد مصطفى ملكيان به اين مناسبت تقدير گشت. به كسانى كه در اين عرصه دست به تأليف زده بودند, مانند دكتر اميرعباس عليزمانى تقدير گشت. برخى از مقالات ارائه شده در اين همايش به عنوان مقالات برتر, انتخاب و از صاحبان آنها تقدير شد. از ميان برگزيدگان مى توان دكتر محمدعلى رضايى اصفهانى و سيد حسن اسلامى را نام برد.
مجموعه چكيده مقالات رسيده به اين همايش در يك جلد كتاب چاپ و در ايام همايش توزيع شد. اين كتاب در ٣٤٧ صفحه و با اين مشخصات منتشر شده است: چكيده مقالات نخستين همايش گفتگوى علم و دين (مفهوم حيات, انسان و مباحث كاربردى), مركز ملى تحقيقات علوم پزشكى كشور, تهران, ١٣٨٤. سيد حسن اسلامى
* * *
 معرفى نشريه دراسات مغاربيه
ششماه نامه دراسات مغاربيه [اهداف] نشريه اى تخصصى ويژه معرفى و نقد كتاب, كتاب شناسى و اطلاع رسانى در حوزه علوم انسانى و فرهنگ اسلامى است. [وابستگى] اين مجله را مؤسسه ملك عبدالعزيز (دار بيضاء) در مراكش چاپ و منتشر مى كند. تاكنون هجده شماره از آن چاپ شده. [شناسنامه:] مدير مسئول (احمد توفيق) و سردبير (محمد صغير جنجار) است. بخش هاى مجله عبارت است از: سرآغاز, معرفى اجمالى, معرفى گزارشى و نمايه. تازه هاى منتشره در هر نيم سال در كشورهاى الجزاير, مغرب, مغرب عربى, تونس, ليبى و موريتانى معرفى مى شوند.
نشانى: شارع الكورنيش, عين الذياب, ٢٠٠٥٠ دارالبيضاء ص,ب ١٢٥٨٥ـ٢٠٠٥٢
تلفن: ٠٢٢٣٩١٠٣٠/ ٠٢٢٣٩١٠٢٧/٢١٢ نمابر ٢٢٢٠٢٢٣٩١٠٣١
سايت: www.fondation.org.Ma
ايميل: secretariat @ fondation.org.Ma
شايان ذكر است (منطقه مغاربيه) شامل كشورهاى مغرب, الجزاير, تونس, ليبى و موريتانى است. گستره تاريخى و فرهنگى و انسانى اين منطقه, اندلس و صقليه و افريقاى غربى و كشورهاى برشمرده شده است.
معرفى مؤسسه ملك عبدالعزيز در يك نگاه:
مؤسسه ملك عبدالعزيز آل سعود للدراست الإسلامية والعلوم الإنسانيه در ١٩٨٥ گشايش يافت. مؤسسه اى فرهنگى ـ علمى در دارالبيضاى مغرب است كه در زمينه علوم اجتماعى و انسانى فعاليت مى كند. اولويت پژوهش با فضاى عربى اسلامى به ويژه در زمينه هاى تاريخى و فرهنگى و جغرافيايى در زمان كنونى است.
اين مؤسسه, كتابخانه تخصصى خود را در آوريل ٢٠٠٤ با ٥٤٠ هزار عنوان كتاب گشايش كرده, كتاب هاى آن به زبان عربى (٣٩%) انگليسى (١٦%) فرانسوى (٣٩%) و اسپانيولى (٥%) است.
مركز اسناد كتاب شناسى, بانك اطلاعات كتاب شناسى (قابل دسترسى در شبكه اينترنت) و فهرست و مشخصات كتابخانه هاى مهم مراكش از جمله داده هاى اين مؤسسه است.
برگزارى گردهمايى و نشست هاى علمى با حضور صاحب نظران داخلى و خارجى از ديگر فعاليت هاى مؤسسه است.
از شمار عناوين منتشره: بيبليوغرافيا الغرب اسلامى (٢٨ج) با عنوان جديد دراسات مغاربيه در ١٩٩٦ است; نيز نشريه حاضر كه معرفى شده است.
معرفى آخرين شماره (١٨ـ١٧):
در اين دو شماره, آخرين كتاب هاى منتشره به زبان عربى و فرانسه و براساس نظام رده بندى دهدهى ديويى ارائه شده. شناسنامه كتاب ها با خلاصه اى از آن همراه است و در پايان نامه ها آورده شده است. نمايه موضوعات, مكان ها و پديدآورندگان درج شده, تصوير روى جلد كتاب ها چاپ شده است. اين نشريه در اندازه رحلى در ١٨٤ص (عربى) و ١٢٤ص (انگليسى) است.
داخل جلد نشريه, معرفى مؤسسه ملك عبدالعزيز آمده; صفحه روبه رو, فهرست; صفحه بعد, شناسنامه; سپس سرآغاز; آن گاه معرفى اجمالى آمده; در دنباله نمايه كتاب هاى منتشره كشورهاى اشاره شده آمده است, به ترتيب: افريقاى غربى, الجزاير, مغرب, مغرب عربى, تونس, ليبى و موريتانى; در پايان نمايه پديدآورندگان و موضوعات آمده; در پيوست, منشورات مؤسسه معرفى شده است. نيمه ديگر مجله, تمامى اطلاعات برشمرده به زبان انگليسى است.
پيوست:
پيوست نشريه, خبرنامه مراجعِ مغاربيه است كه دربردارنده موضوعات زير است:
كتابخانه ملى,تجربه ها و آزمون ها, گردهمايى ها (پژوهش در دين, دانش ها در جوامع اسلامى و افق هاى آينده…), ترجمه در مغرب و تازه هاى نشر.
خبرنامه, تمام رنگى با كاغذ گلاسه در بيست صفحه (عربى) و در بيست صفحه (فرانسه) است. عبداللّه امينى